طلوع و غروب خورشید

پی‌نوشت عکس: طلوع و غروب خورشید مکمل هم هستند و یکی بدون دیگری معنایی نداره. برای همین غروب در یک سرزمین همیشه همراه با طلوع در سرزمینی دیگه هست.

شاید بدلیل بودنمان در یک سرزمین، منکر وجود حالتی دیگر شویم. اما درک ناقص ما از یک مفهوم هرگز خدشه‌ای به حقیقت آن مفهوم وارد نمی‌کنه.


*منبع عکس

۰ نظر
طاهره خباری

آغاز و پایان

یک روزی شاید دور و یا شاید خیلی نزدیک، لحظه مرگ من هم فرا می‌رسه.

لحظه مرگ برای من مثل لحظه تولد می‌مونه. یک لحظه هست که باعث میشه ماهیت وجودی تو تغییر شکل بده.

از دنیایی به دنیایی دیگر. از حالتی به حالتی دیگر.

این جابه‌جایی هم هیچ اثری بر ماهیت کلی این دنیاها نداره.

انگار دنیاهای ثابتی هستند که انسان‌ها با ورود و خروج از آنها، یک سری خاطره و تجربه رو با خودشون حمل می‌کنند.

هر کسی که یه روز وارد میشه بالاخره یه روز دیگه باید خارج بشه.

فاصله میان این آمدن و رفتن هم نامشخص هست.

حتی طی کردن این فاصله هم دست خودم نیست. فقط میشه در مورد چگونه طی کردن آن، کاری کرد.

و وقتی که به لحظه انتهایی این فاصله برسم، مرگ به شکل کاملا اختصاصی و ویژه میاد و می‌گه: پایان!

و بعد آغازی دیگر.

به قول علی طهماسبی:

کسی روزهای زندگی‌‌اش را تکرار نمی‌کند،
هر کسی،
ادامه خویش است،
تا رسیدن به خط پایان.
در آنسوی پایان نیز
شاید آغاز دیگری باشد در ساحتی دیگر
کسی چه می‌داند.
۰ نظر
طاهره خباری

مسیر زندگی

پی‌نوشت عکس: مسیر زندگی مثل این عکس می‌مونه. فقط تا یه جاهایی (البته نه خیلی دورتر) رو می‌تونی خوب ببینی. بقیه مسیر رو تا جلوتر نروی نمی‌تونی به شکل واضح ببینی. فقط میشه حدس زد و پیش‌بینی کرد که که جلوتر قراره با چه چیزی مواجه بشی.

نکته جالب برای من اینه که برای پشت سرمون هم همین اتفاق می‌افته. یعنی هر چی می‌گذره، از مسیر اومده فقط یک خاطره وهم آلود در ذهنمون باقی می‌مونه و نه چیزی بیشتر.

تنها قسمت واضح و کاملا مشخص، همون قسمتی است که در حال گام برداشتن در آن هستیم. لحظه اکنون.


*منبع عکس

۱ نظر
طاهره خباری

زمان مرگ

مرگ وقتی سراغ آدم میاد که به پایان مهلت مقرر رسیده و دیگه زمانی برای انجام هیچ کاری نداره. علیرغم اینکه چه تعداد کار برای انجام دادن داره و چه تعداد کار نیمه تمام داره که تصمیم داشته تمومشون کنه.

و دیدن یک روز جدید برای هر کسی یعنی اینکه هنوز زمان برای انجام کارهای جدید و یا اتمام کارهای نیمه کاره وجود داره.

نمی‌دونم آیا کسانی روی این زمین زندگی کردند که موقع مرگشون دیگه کاری برای انجام دادن نداشتند؟ و یا کاری رو نیمه تمام باقی نگذاشته بودند و با خیالی آسوده منتظر مرگ بودند؟

۰ نظر
طاهره خباری

مخفی شدن

وقتی مخفی می‌شی در امانی

چون مردم نمی‌تونن تو رو ببینن

ولی موضوع خنده دار درباره مخفی شدن اینه که

تو حتی از خودت هم مخفی می‌شی!


*فیلم جوی (Joy)، 2015

۰ نظر
طاهره خباری

I'm jealous of the rain

این روزها عجیب شنیدن ترانه "I'm jealous of the rain" آرومم می‌کنه. مخصوص اون وقت‌هایی که دلت برای یک شخص خاصی که از قضا از دستش دادی و یه سری حرف‌های نگفته براش داشتیه. بد جوری آه از نهاد آدم بلند می‌کنه!

دانلود ترانه (5 دقیقه - 8 مگابایت)

خواننده: Labrinth

متن ترانه:

I'm jealous of the rain
That falls upon your skin
It's closer than my hands have been
I'm jealous of the rain

I'm jealous of the wind
That ripples through your clothes
It's closer than your shadow
Oh, I'm jealous of the wind, cause

I wished you the best of
All this world could give
And I told you when you left me
There's nothing to forgive
But I always thought you'd come back,
Tell me all you found was
Heartbreak and misery
It's hard for me to say, I'm jealous of the way
You're happy without me

I'm jealous of the nights
That I don't spend with you
I'm wondering who you lay next to
Oh, I'm jealous of the nights

I'm jealous of the love
Love that was in here
Gone for someone else to share
Oh, I'm jealous of the love, cause

I wished you the best of
All this world could give
And I told you when you left me
There's nothing to forgive
But I always thought you'd come back,
Tell me all you found was
Heartbreak and misery
It's hard for me to say, I'm jealous of the way
You're happy without me

As I sink in the sand
Watch you slip through my hands
Oh, as I die here another day
Cause all I do is cry behind this smile

I wished you the best of
All this world could give
And I told you when you left me
There's nothing to forgive
But I always thought you'd come back,
Tell me all you found was
Heartbreak and misery
It's hard for me to say, I'm jealous of the way
You're happy without me

It's hard for me to say, I'm jealous of the way
You're happy without me

پی‌نوشت: یه نسخه کوتاه از این ترانه رو هم Josh Daniel تو مسابقه استعدادیابی خوانندگی خونده که به نظرم صدای فوق‌العاده زیباش، به شکل منحصر به فردی، روی این ترانه نشسته. چون از قضا برای دوستش که از دستش داده بود، خوندتش.

۴ نظر
طاهره خباری

نقطه بهینه

این تصویر به نظرم فوق‌العاده زیباست.

عظمتی که تو در برابر آن ایستاده‌ای و با حیرت به آن نظاره می‌کنی.

نه می‌توان قدمی دیگر به جلو برداشت و نه می‌توان قدمی به عقب.

اگر گامی جلوتر از این برداری به سرعت هر چه تمام سقوط را تجربه خواهی کرد.

و اگر یک گام عقب‌تر برداری، اندکی از این زیبایی چشم‌نواز در برابر دیدگانت فروکاسته خواهد شد.

تو درست در نقطه تلاقی بین همه و هیچ ایستاده‌ای.


* منبع عکس

۰ نظر
طاهره خباری

حرف اشتباه

چند روز پیش داشتم با دوستی صحبت می‌کردم. در میان صحبت‌ها دوستم یادی از گذشته و تصمیماتی که گرفته بود کرد. می‌گفت که برخی از تصمیماتش به کل اشتباه بودن و نباید چنین حرفی رو می‌زد و یا چنین کاری رو انجام می‌داد. در این میان چیزی گفت که واقعا تعجب کردم.

گفت: درسته که من نباید چنین حرفی رو می‌زدم ولی شاید خدا این حرف رو تو دهن من گذاشت [...].

نمی‌دونم چرا بعضی از ما حماقت‌های شخصیمون رو پای خدا و تقدیر و سرنوشت می‌ذاریم و سعی نمی‌کنیم حالا که فهمیدیم اشتباه کردیم، از این اشتباه درس بگیریم و دقت بیشتری داشته باشیم تا دیگه چنین اتفاقاتی رخ نده!

۰ نظر
طاهره خباری

فقط دعا کن

علی زند وکیلی خواننده‌ای که بعضی از ترانه‌هایی که می‌خونه رو دوست دارم و می‌پسندم. بعضی از کارهاشو که دوست دارم چندین بار بشنوم و باهاش زمزمه کنم.

یکی از اون کارها که عجیب امروز شنیدش حال و هوامو عوض کرد، ترانه "فقط دعا کن" بود:

یارا، تو هم هوای ما دارا، تو هم بشو وفادارا، مرا دگر نگهدارا

محبوبم، جانا، به قلب ما تو سر دارا، کنار ما بمان مانا، فقط به ما بگو جان

آتش تر باشا، مرا به دامنت گیرا، بیار از آن جهان هر روز، به یاد ما زلیخا را

فقط، فقط، تو را دارم، فقط تویی، تو دلدارم، به جان تو گرفتارم، جانم جان

***

بیا بیا، بیا بگو هوا هوای ماست، چرا چرا، نگاه تو، دعا برای ماست، مرا دعا کن

کجا کجا، صدا کنم، رسد صدای ما، خدا خدا، فقط به تو رسد دعای ما، مرا صدا کن

بیا بیا، بیا بگو هوا هوای ماست، چرا چرا، نگاه تو، دعا برای ماست، مرا دعا کن

کجا کجا، صدا کنم، رسد صدای ما

خدا خدا، فقط به تو رسد دعای ما

مرا صدا کن، مرا دعا کن، فقط دعا کن، مرا دعا کن

۰ نظر
طاهره خباری

گُل خشک شده

پی‌نوشت عکس: این گُل خشک شده یادگاری از یک دوست قدیمی‌ست که امروز تصادفا لای به لای صفحات یک کتاب دیدمش. نه طراوتی ازش باقی مونده و نه حتی عطر و بویی.

خوب که فکر می‌کنم، می‌بینم که ماهیت و رنگ و رُخ اون رابطه دوستی هم دقیقا مثل این گُل شده.

۰ نظر
طاهره خباری