بارانی ناگهانی و تند

با دانه‌هایی درشت

همراه با تگرگ

فضای یک ظهر آفتابی را در هم‌می‌شکند.

همه جا پُرشده از صدای باران و تگرگ

که با سرعت هر چه تمام

خود را به آغوش زمین می‌رسانند.

اما به یکباره و ناگهان

باران قطع می‌شود

و همه جا غرق در صداهای عادی و روزمره می‌شود.

تنها گواه این آمدن ناگهانی

خیسی و نم برجای مانده بر کاشی حیاط خانه است.

اما این نم نیز دوامی ندارد

چون حرارت آفتاب،

مصرانه می‌خواهد همه جا را خشک کند.

ساعتی بعد اما،

هیچ‌کس آمدن باران را به‌خاطر ندارد.

هیچ‌کس همراهی تگرگ را نیز به‌خاطر نمی‌آورد.

شاید حتی هیچ‌کس حواسش هم نباشد که

در یکی از روزهای اُردی‌بهشت

بارانی همراه با تگرگ

بدون غرشی از رعد و برق،

ناگهان آمد.