به نظرم یکی از لذت‌بخش‌ترین چیزها این است که برای انجام کاری برنامه‌ریزی کنیم و از ابتدا تا انتها به آن برنامه‌ریزی پایبند باقی بمانیم و آن را به سرانجام برسانیم. آخرین برنامه‌ریزی که توانستم تا گام آخر اینگونه آن را طی کنم، برنامه‌ریزی برای مهارت ارتباطی و در قالب اختصاص میکرواکشن‌هایی بود(+).

فکر می‌کنم این موفقیت می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد، از جمله اینکه بهتر شدن در این مهارت را به عنوان یک نیاز احساس می‌کردم و دغدغه‌ی آن را داشته و دارم. از طرفی چون به شکل گام‌های کوچکی آن را تعریف کرده بودم، خیلی راحت‌تر می‌توانستم با برنامه‌ی دلخواهم پیش بروم. دیگر اینکه علاوه بر جوابگو بودن نسبت به خودم، دوست داشتم برای متمم نیز گزارشی از میکرواکشن‌هایم تهیه کنم.

روی هم‌رفته تجربه‌ی اختصاص یک زمان معین و کوتاه برای بهبود یک مهارت و دستیابی به آن، تجربه‌ی شیرین و خوش‌آیندی است.

این هم دو برگه از این برنامه‌ریزی که دوست دارم در اینجا آنها را بگذارم تا به یادگار بماند: