پیش‌نوشت: این متن، نوشته‌ای ناقص و غیرعلمی و مملو از نظرات کاملا شخصی‌ است.

به نظرم منشاء هر رفتاری را می‌توان ناشی از نوع خاصی تفکر دانست. به عبارتی هر رفتاری تابعی از یک نوع مدل ذهنی و شیوه فکر کردن است و می‌توان از روی رفتار و حرکات انسان‌ها، پی به مدل ذهنی آنها برد.

یک نوع رفتار به نام رفتار گله‌ای یا Herd behavior وجود دارد که قاعدتا نمی‌تواند جدا از تفکر گله‌ای یا Herd mentality باشد.

رفتار گله‌ای، نوعی رفتار است که در آن افراد، فارغ از باورها و اصول و ارزش‌های خودشان، کاملا مطابق دیگران رفتار می‌کنند. به نوعی شاید بتوان گفت همان همرنگ جماعت شدن است.

حال این رفتار ناشی از این است که افراد فکر می‌کنند هر چه دیگران می‌گویند و انجام می‌دهند درست است و راه و شیوه‌ دیگری وجود ندارد و ظاهرا نیازی نیست حتی به سایر روش‌ها فکر کرد و همینی که بوده و هست، خوب است. در این شیوه فکر کردن، ضرورتی برای بررسی خودمان و سلیقه‌ها و نیازهایمان وجود ندارد. هر چه هست را می‌توان از روی حرکت و رفتار مردم، الگوبرداری کرد و به همان شکل رفتار کرد.

به نظر می‌رسد در این نوع تفکر، پس از مدتی مغز به ورطه تعطیلی کشیده می‌شود و بعد از آن هر چه می‌بینیم رفتاری گله‌وار است.

مثال‌های این نوع رفتار هم تا آنجا که دلتان بخواهد به وفور در همه جوامع انسانی یافت می‌شود، علی‌الخصوص جوامع توسعه‌نیافته‌ای که سعی می‌کنند علاوه بر رفتار گله‌ای ذاتی و نهادینه شده در ژن‌های خودشان، رفتار گله‌ای سایر جوامع پیشرو را نیز تقلید کرده و به نوعی آن رفتار‌ها را هم برای خودشان بومی‌سازی کنند.

به عنوان نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- برای تعطیلات همه دارن می‌رن آنتالیا، پاریس، آمستردام. خب ما هم باید بریم؛

- همه مردم قبل از رسیدن سال نو دکوراسیون خونه‌شون رو تغییر می‌دن و وسایل نو می‌خرن، ما هم باید این کار رو بکنیم؛

- همه هم سن و سال‌های من ازدواج کردن و بچه دارن، من هم باید ازدواج کنم و بچه‌دار بشم؛

- همه رفتن درس خوندن و دکتر شدن، من هم باید برم دکتر بشم؛

- این روزها همه توی شبکه‌های اجتماعی عضو هستن و چند ده‌هزار فالور دارن، من هم باید برم برای خودم یه اکانتی یا کانالی درست کنم و در حد چند صد هزار کیلو فالور جمع کنم؛

- الان هر کسی رو که می‌بینی یه گوشی موبایل از این برند دستش هست، من هم باید برم و گوشیم رو عضو کنم؛

- دست هر بچه دو ساله‌ای که می‌بینی یه تبلت یا گوشی هوشمند هست، ما هم باید برای بچه‌مون یکی از اینها رو بخریم؛

- این روزها همه استارت‌آپ می‌زنن در حد سه چهار تا، خوب ما هم باید این کار رو بکنیم؛

- و...

به نظر می‌رسد اولین گام برای اصلاح چنین رفتارهایی این است که قبل از آن با خود کمی فکر کنیم. البته منظورم فکر کردن از نوع گله‌ای نیست. فکر کردن از نوع غیرگله‌ای است. اینکه آیا واقعا تامین هر یک از این خواسته‌ها، نیاز واقعی من هم هست؟ آیا من هم باید مثل دیگران رفتار کنم؟ آیا بهتر نیست لااقل در برخی از زمینه‌ها طبق میل و سلیقه خودم رفتار کنم؟