همکاری دارم که به‌تازگی متوجه شده‌ام دغدغه‌ی حفظ محیط زیست را دارد ولی استدلالش برای آسیب نرساندن به محیط زیست، این است که باید جلوی مصرف بی‌رویه‌ی کاغذ در کشور گرفته شود. در عین اینکه در میانه‌ی کلامش می‌دیدم با لیوان یک‌بار مصرف آب می‌خورد.

یادم می‌آید یک‌بار از محمدرضا شعبانعلی شنیدم که در این زمان و مکان مهم‌ترین دغدغه‌ی ما باید «فهمیدن» باشد نه حفظ درختانی که با تبدیل شدن به کاغذ و کتاب می‌توانند فهم ما را افزایش دهند.

حرفی که خیلی دوست داشتم به همکارم بگویم این بود:

«دوست عزیز. بهتره چند تا درخت قطع بشه و تبدیل به کاغذ و کتاب بشه و شما اون کتاب‌ها رو بخونید و فهم‌تون یه خورده بیشتر بشه. شاید این جوری بشه بعدش این انتظار رو داشت که حین نطق کردن درباره‌ی حفظ محیط زیست لااقل با لیوان یک‌بار مصرف آب نخورید.»

پی‌نوشت ۱: اکثر اوقات من از اینکه با لیوان یک‌بار مصرف چیزی را بخورم خوشم نمی‌آید. برای همین همیشه در کیفم این فنجان کوچک را گذاشته‌ام تا هر موقع که نیاز شد از آن استفاده کنم.

پی‌نوشت ۲: البته به خوبی می‌دانم که ظروف یک‌بار مصرفی هم وجود دارند که آسیب چندانی به محیط وارد نمی‌کنند و خیلی سریع جذب محیط می‌شوند و می‌توان در صورت نیاز از آنها هم استفاده کرد. ولی به هرحال من استفاده نکردن از آنها را به استفاده کردن از آنها ترجیح می‌دهم.