تا یک‌سال پیش،‌ برای شمیم همه‌ی رنگ‌ها آبی بود. نه اینکه رنگ آبی را بیشتر از سایر رنگ‌ها دوست داشته باشد، بلکه هر رنگی که نشانش می‌دادیم، می‌گفت این رنگ آبی است.

هر بار هم که با یکدیگر رنگ‌ها را یک به یک کنار هم می‌گذاشتیم و نام آنها را با هم می‌گفتیم،‌خوب جواب می‌داد ولی بعد از مدتی دوباره همه‌ی رنگ‌ها برایش آبی می‌شدند.

مادرم تعریف می‌کند که من هم برای یادگیری سه رنگ پرچم ایران مشابه چنین اشتباهی را داشتم. هر وقت از من می‌پرسیدند رنگ‌های پرچم ایران را بگو، جواب می‌دادم: قرمز، سفید، آبی!

در واقع سبز برای من آبی بود و آنقدر خاله‌ام با من تمرین کرد تا بالاخره توانستم رنگ سبز را هم از سایر رنگ‌ها تشخیص دهم.

اینکه در کل بچه‌ها چگونه رنگ‌ها را یاد می‌گیرند و چگونه می‌توانند بین آنها تمایز قائل شوند را به‌درستی نمی‌دانم. ولی دنیای رنگ‌ها از همان کودکی برای من دنیای زیبا و آرمش‌بخشی بوده است.

اخیراً که به کتاب‌فروشی رفته بودم، کتاب‌هایی با عنوان «شکوه آرامش - تمدد اعصاب با رنگ‌آمیزی» نظرم را به‌خودش جلب کرد. کتاب‌هایی که در آن طرح‌های آماده‌ای وجود دارد و می‌توانیم به سلیقه‌ی خودمان آنها را رنگ کنیم.

من کتابی که طرح‌های سنتی اسلیمی و بته جقه و گل‌های ختایی را داشت خریدم:

این کتاب برای من دوست‌داشتنی است. چون من واقعاً از رنگ‌آمیزی لذت می‌برم. مخصوصاً با مداد رنگی. حتی بوی مداد رنگی هم برایم خاطره‌انگیز و خوشایند است.

لابه‌لای انبوهی از مشغله‌های نفس‌گیر روزمره، لحظاتی را نشستن و مشغول چنین سرگرمی شدن، به‌ نظر می‌تواند یکی از گزینه‌های مناسب و مطلوبی برای تمدد اعصاب باشد.