چند وقت پیش در کانال تلگرامی کلاس مذاکره دانشگاه محمدرضا شعبانعلی (sharifnegotiation) تمرینی برای تسلط کلامی، تحت عنوان «روزه‌ی کلمات» خواندم. به این شکل که روزانه ۵ کلمه‌ای که در صحبت‌هایمان به‌کار می‌بریم را انتخاب کرده و در طول روز به هیچ عنوان از آنها استفاده نکنیم.

چند روز اولی که این تمرین را انجام می‌دادم، هر وقت به کلمات مورد نظرم می‌رسیدم، چون معادل مشخصی را در ذهنم برای آنها نداشتم، مجبور بودم به جای آن کلمات بگویم «چیز». تا به این شکل روزه‌ی خودم را نشکنم  ؛)

پس از چند روز سعی کردم برای هر یک از آنها معادل نسبتاً ساده‌ای که در ذهنم ماندگارتر است را پیدا کنم.

در این میان متوجه شدم که من از برخی کلمات و اصطلاحات بیش از اندازه در حرف‌ها و خصوصاً نوشته‌هایم استفاده می‌کنم. یکی از آنها «به‌رغم اینکه» بود. البته به خوبی یادم است که در گذشته به جای این اصطلاح از اصطلاح «علی‌رغم اینکه» استفاده می‌کردم. در حال حاضر هم سعی می‌کنم از «با وجود اینکه» به عنوان معادل آن استفاده کنم.

به نظرم این نوع معادل‌یابی برای واژگان و کلماتی که از آنها استفاده می‌کنم، علاوه بر اینکه باعث افزایش دامنه‌ی لغات فعال می‌شود، موجب می‌شود تا موقع نوشتن با دست بازتری از لغات و اصطلاح‌های مورد نظرم استفاده کنم و به جای یک انتخاب، چندین انتخاب داشته باشم.