مدتی است که مشغول خواندن کتاب ساعت‌ساز نابینا نوشته‌ی ریچارد داوکینز هستم. قبلاً هم کتاب سرگذشت شگفت‌انگیز حیات روی زمین را از او خوانده بودم. یکی از جذابیت‌های کتاب‌ها و نوشته‌های داوکینز برای من، نوع استدلال آوردن و تحلیل کردن و زبان ساده و قابل فهم اوست.

وقتی که شروع به خواندن کتاب ساعت‌ساز نابینا کردم، در وهله‌ی اول کنجکاو بودم تا ببینم دلیل نام‌گذاری این کتاب چیست؟ و ساعت‌ساز نابینا چه کسی است؟

داوکینز در همان فصل اول می‌گوید:

انتخاب طبیعی ناآگاه و نابیناست... هدفی در سر ندارد.

اصلاُ نه سری دارد و نه چشم بصیرتی که با آن نقشه‌ای برای آینده داشته باشد. نه پیش‌بینی می‌کند نه بینایی دارد.

اگر او را ساعت‌ساز طبیعت بدانیم، او ساعت‌سازی نابیناست.

البته او در ادامه نیز توضیح می‌دهد که این عنوان را از ویلیام پالی نویسنده‌ی کتاب شناخت خدا از طبیعت (+)، اقتباس کرده است.

آقای پالی کتابش را در سال 1802 نوشت و با استفاده از آنالوژی ساعت‌ساز (Watchmaker Analogy) به توصیف طبیعت و وجود خداوند و طراحی هوشمند پرداخت.

اما حدود نیم قرن پس از انتشار این کتاب، چارلز داروین با انتشار کتابِ منشأ انواع در سال 1859، طبق مشاهداتی که طی سال‌ها جمع‌آوری کرده بود، توصیف و توضیح دیگری برای طبیعت ارائه کرد که به نظریه‌ی داروین معروف است. نظریه‌ای که به اعتقاد داوکینز عمیق‌ترین نظریه درباره‌ی چیزهای زنده است.

داوکینز کتاب ساعت‌ساز نابینا را در سال 1986 و در یازده فصل نوشت و محور اصلی این کتاب را نیز به توضیح درباره‌ی دگرگشت (Evolution) و انتخاب طبیعی (Natural Seletion) اختصاص داده است.