پیش‌نوشت: یک سری فکر‌های پراکنده‌ای درباره‌ی سبک حمایت کردن کلامی به ذهنم رسید که دوست داشتم اینجا آنها را بنویسم. اینکه چقدر درست هست را خودم هم نمی‌دانم. با تأکید بر غیرعلمی بودن و کاملاً شخصی بودن، فقط می‌نویسم که راجع به این موضوع بیشتر فکر کنم.

 

داشتم با خودم فکر می‌کردم که هر موقع ما تصمیمی برای انجام دادن می‌گیریم و آن را به یکی از دوستان‌مان اعلام می‌کنیم و راجع به آن تصمیم حرف می‌زنیم، هر یک از دوستان‌ ما برای خودش یک سبکی کلامی دارد که از طریق آن سعی می‌کند که ما را حمایت کند.

مثلاً برخی از دوستان می‌گویند: «این همه ریسک و خطر نکن. نابود می‌شی‌ها. یه خورده عقل داشته باش. این همه بی‌گدار به آب نزن و...»

برخی از دوستان هم هستند که می‌گویند: «به خودت رحم کن. این همه روی خودت فشار نیار. یه کم استراحت کن. به خودت سخت نگیر و...»

اما دوستانی دیگر می‌گویند: «آره تو می‌تونی. تلاش کن. حتماً به هدفت می‌رسی. ریسک کن. اگه ریسک نکنی به جایی نخواهی رسید. همون‌طور که قبلاً موفق شدی باز هم موفق می‌شی و...»

شاید بتوان این نوع حمایت کردن‌ها را سه سبک مختلف در نظر گرفت: ۱- سبک اجتناب کن. ۲- سبک احتیاط کن. ۳- سبک انجام بده.

البته به‌نظرم می‌توان این سه سبک را در یک طیف هم قرار داد:

به این شکل سبک احتیاط کن، میان دو سبک اجتناب کن و انجام بده، قرار می‌گیرد.

به نظرم هر کدام از ما با غلظت کم یا بیشتر، ترکیبی از این سه سبک را در اطرافیان خودمان داریم. برخی به سبک احتیاط کن است و می‌گوید مراقب باش یا اینکه دلسوزی می‌کند. بعضی از آنها به شکل اجتناب و مانع شدن است و اینکه کاری نکن. بعضی از آنها هم به شکل تشویق کردن است و اینکه حرکت کن و از این چیزی که هستی جلوتر برو.

اینکه کدام سبک بهتر هست، به نظرم بستگی به موقعیت و فرد دارد. چون همان‌طور که نیاز داریم یک نفر ما را برای حرکت کردن و بهتر شدن تشویق کند، برخی از اوقات نیاز داریم که یک نفر به ما بگوید تو داری همه‌ی تلاشت را می‌کنی پس بیشتر از این روی خودت فشار نیاور. یا مثلاً گاهی وقت‌ها بگوید مراقب ریسک‌کردن‌ها و خطر کردن‌ها باش.

فقط به‌نظرم سبک اجتناب کن، سبک مطلوبی نباشد. اینکه دوست‌مان بخواهد همواره ما را از انجام دادن یک کاری منصرف کند یا بخواهد از تصمیم‌مان منصرف شویم، چندان خوشایند نیست.

اگرچه فکر می‌کنم هرکدام از دوستان‌مان با سبک خاص خودش به تصمیم‌های ما نگاه می‌کند و از ما حمایت کلامی می‌کند. یکی به ما انگیزه می‌دهد و دیگری ته دل‌مان را خالی می‌کند.

به هرحال به نظرم هر یک از ما در تصمیم‌گیری، منافع و هزینه‌های خاص خود را در نظر می‌گیرم و معادله‌ی تصمیم‌گیری خودمان را با توجه به اطلاعات و دانشی که در اختیار داریم می‌نویسیم تا به آن هدف مورد نظرمان دست پیدا کنیم. حال در این میان شکل‌های متفاوتی از حمایت را از جانب دوستان‌مان مشاهده می‌کنیم.

از طرفی دیگر، متقابلاً ما هم سبک خاص خود را در حمایت کردن از دوستان‌مان داریم. به عبارتی هر کدام از ما در برابر تصمیم‌های دوستان خودمان یکی از این سبک‌های کلامی را بیشتر از سایر سبک‌ها استفاده می‌کنیم. قاعدتاً به‌کاری گیری همه‌ی اینها هم ریشه در مدل ذهنی دارد.