• اول اینکه:

داشتم به وب‌سایت بیپ‌تونز یک نگاهی می‌انداختم که صفحه‌ی پرفروش‌ترین‌ها نظرم را جلب کرد. آلبومی به نام مرگ خاموش، در رتبه‌ی دوم قرار داشت. کنجکاو شدم چند تا از ترانه‌های آن را گوش بدهم و ببینم آیا از آن‌ها خوشم می‌آید یا نه؟

راستش بعد از دو سه مورد، از هرچه موسیقی، دلم زده شد. آنقدر ضرب آهنگ ترانه‌ها زیاد و شدید بود که مفهوم شعر در میان هیاهوی آن گم شده بود.

یکی از ترانه‌ها «به رقص‌آ» نام داشت. یاد شعر مولانا که به همین نام است افتادم. وقتی آن را پخش کردم دیدم که دقیقاً همان شعر مولانا است ولی به‌نظرم به شکل خیلی بدی خوانده شده بود. اصلاً برای من قابل درک نبود که چرا چنین شعر زیبایی باید به این شکل خوانده شود. با نگاهی به توضیحات آلبوم متوجه شدم که سبک آن راک است.

اصلاً کنار هم قرار گرفتن این سبک با آن فضای شعری، برایم غیرقابل درک و هضم است.

هیچ‌گاه نشده که بتوانم چنین سبک آشوبناکی را در موسیقی تحمل کنم. همیشه دوست داشته‌ام اگر موسیقی و ترانه‌ای گوش می‌دهم، آرام و ملایم باشد و خود شعر و ترانه در میان ضرب آهنگ‌ها گم نشوند تا هم بتوان شعر را درک کرد و هم اینکه لطافت موسیقی بر روح و جان آدم بنشیند.

البته قبول دارم که حتماً کسانی وجود دارند که سبک راک بر روح و جان آنها می‌نشیند و طرفدار پر و پا قرص چنین سبکی هستند. ولی به‌‌هرحال این سبک با ذائقه‌ی موسیقی من سازگار نیست.

برای همین به جهت تعدیل ذائقه رفتم و یکی دو بار به ترانه‌ی «به رقص‌آ» با صدای محسن چاووشی گوش دادم تا کمی حالم بهتر شود، چون به‌نظرم چاووشی این شعر را خیلی بهتر خوانده، به شکلی که می‌توان هم موسیقی و هم شعر را به خوبی شنید و لذت برد و آن را هضم و درک کرد.

 

  • دوم اینکه:

پس از معرفی ترانه‌‌ی حوالی تو با صدای هوتن هنرمند توسط محمدرضا شعبانعلی، تصمیم داشتم که کل آلبوم هوتن هنرمند به نام «من همانم» را تهیه کنم. تقریباً یک ماهی است که به این آلبوم گوش می‌دهم. تمامی آهنگ‌های آن را دوست دارم مخصوصاً ترانه‌ی «مرا نرهان» که به نظرم خیلی زیباست. هم موسیقی و هم شعرش را خیلی دوست دارم، مخصوصاً این قسمت از شعر:

«مرا نرهان زخود

زخود نکنم جدا

جدا نشوم زتو

که مرا رهایی نیست

رهایی نیست.»