به نظرم هر کسی در زندگی خودش، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، فلسفه‌ای برای انجام کارهایش دارد. به عبارتی بر اساس باورهای که یا خودش شخصاً به آنها رسیده و یا اینکه از دیگران یاد گرفته است، کارهایی را انجام می‌دهد و بر همین اساس از انجام آن کارها احساس رضایت می‌کند.

کمک کردن یکی از کارهایی است که به نظرم هر کسی برای انجام آن فلسفه‌ی خاص خودش را دارد.

برخی افراد با تکیه به باورهای مذهبی و نگاه‌هایی مثل پاداش اخروی و یا باقیات الصالحات، به دیگران کمک می‌کنند.

برخی دیگر برای رضایت درونی خود و فارغ از پاداش، چه در این دنیا و چه در آخرت، به دیگران کمک می‌کند.

برخی دیگر نیز به این دلیل به دیگران کمک می‌کنند تا شاید در آینده بتوانند متقابلاً از کمک آنها به نفع خودشان بهره ببرند.

و برخی دیگر شاید به این دلیل است که با کمک کردن به دیگران می‌خواهند به منافع و خواسته‌های بیرونی و ظاهری و مطرح شدن نامشان بین دیگران و دیده شدن، برسند.

به هر حال هر چه هست، هر کسی در امر کمک رسانی به دیگران، توجیه و توضیح و تفسیر خاص خودش را دارد. اینکه حالا به چه قصد و نیتی افراد به هم کمک می‌کنند شاید در نگاه اول زیاد اهمیت نداشته باشد و همین نفس کمک‌کردن و کمک‌رسانی است که مهم است.