هارد لپ‌تاپ من چند مدتی بود که به رنگ قرمز درآمده بود و به من هشدار می‌داد که فضا برای اطلاعات جدید محدود است.

در نگاه اول به عنوان اولین گزینه، خرید یک هارد مطرح می‌شود که بتوانم با انتقال فایل‌هایی که فعلاً آنها را نیاز ندارم، هارد را کمی خلوت کنم.

گزینه دیگر رایت کردن فایل‌های اضافی بر روی DVD است. چون قبلاً هم این کار را کرده بودم.

گزینه دیگر خرید یک لپ‌تاپ جدید است که حافظه بیشتری هم داشته باشد. چون لپ‌تاپ فعلی خودم را سال ۸۹ خریده‌ام و با تعویض آن علاوه بر فضای بیشتر، صاحب یک لپ‌تاپ نو هم می شوم.

اما طبق قانون پارکینسون، با افزایش حافظه به احتمال زیاد ۲ الی ۳ سال دیگر در همین نقطه‌ای قرار می‌گیرم که الان هستم.

برای همین نگاهی به محتویات پوشه‌ها کردم. دیدم ۳۳ گیگ فایل ویدئویی دارم که فقط آنها را دانلود کرده‌ام بدون آنکه بخواهم نصف یا حتی یک سوم آنها را ببینم؛ ۲۰ گیگ فایل‌های آموزشی زبان دارم که از سال‌ها پیش باقی مانده است و تقریبا یک سالی هست که حتی یک کلیک هم روی پوشه آن نکرده بودم؛ همچنین بیش از ۱۰۰ فایل PDF کتاب دارم که فقط به خاطر اینکه شاید روزی فرا برسد و آنها را بخوانم، آرشیو کرده‌ام و...

احساس کردم دچار نفرین منابع شده‌ام. منابع و اطلاعاتی که طی سال‌ها ذخیره‌سازی کرده‌ام، بدون اینکه بخواهم از آنها به‌درستی استفاد کنم. هر چند برای من آرشیو کردن کار لذت‌بخشی است ولی به نظرم بهتر است این عادت را کمی تعدیل کنم. مخصوصاً این روزها که با یک سرچ ساده در گوگل می‌توان به‌راحتی و در کسری از ثانیه به همه این منابع و اطلاعات دسترسی پیدا کنم.

عاقلانه‌ترین راهی که به ذهنم رسید، پاک کردن فایل‌هایی بود که لااقل در یک سال اخیر بدون هیچ‌گونه استفاده‌ای، آنها را ذخیره‌سازی کرده بودم. هر چند برخی از آنها را هم که نتوانستم به این شکل عاقلانه پاک کنم، به هاردی دیگر منتقل کردم تا اگر آنها را هم تا سال آینده استفاده نکردم، به کلی آنها را پاک کنم.

از طرفی پاک کردن چنین مواردی تجربه جالبی برای من به حساب می‌آید. چون همیشه احساس کرده‌ام وقتی چیزی را از حافظه وسایل دیجیتال خودم پاک می‌کنم، انگار ذهن خودم هم سبک‌تر و خلوت‌تر می‌شود.