چون به تازگی آموخته‌ام که رأی ندادن مساوی است با رأی دادن کور.

چون از تفکر سیستمی یاد گرفتم که حفظ منافع و دستیابی به دستاوردهای ارزشمند را باید در افق‌های زمانی بلندمدت‌تر و گستره‌ی وسیع‌تری دید و جستجو کرد.

چون یاد گرفته‌ام که تصمیم نگرفتن خود نوعی تصمیم‌گیری است.

چون می‌خواهم به آنچه که از کریس آرگریس درباره‌ی «نظریه‌ی مورد حمایت» و «نظریه‌ی مورد استفاده» آموخته‌ام، عمل کنم و فاصله‌ای بین این دو نباشد.

و چون نمی‌خواهم جزء آن دسته از افرادی باشم که منفعلانه گوشه‌ای می‌نشینند و می‌گویند: «هر غلطی می‌خواهید بکنید! به من ربطی ندارد».

 ***