نکته‌ای که به تازگی از فایل‌های کلاس‌های مذاکره محمدرضا شعبانعلی آموخته‌ام و از دانستن آن واقعاً خوشحال شدم این است:

ممکن است در یک کلاس ۶۰ دقیقه‌ای شرکت کنیم و تنها ۱۰ دقیقه از آن برای‌مان مفید باشد و به کارمان بیاد.

به نظرم مصداق‌های دیگر این حرف می‌تواند یه این شکل باشد:

ممکن است یک کتاب ۵۰۰ صفحه‌ای بخوانیم و تنها یک جمله از آن به کارمان بیاید.

ممکن است مطلبی ۱۰هزار کلمه‌ای بخوانیم و فقط یک کلمه از آن به دردمان بخورد.

ممکن است فایل صوتی ۲۰۰ دقیقه‌ای را گوش دهیم و تنها ده دقیقه از آن برای‌مان مفید باشد.

و همه‌ی اینها یعنی اینکه نباید خیلی حرص و جوش آن دقایق و آن صفحات خوانده شده و از دست رفته را خورد. به این دلیل که قرار نیست همه وقت‌ها و همه صفحات و همه مطالب را که می‌خوانیم برای‌مان مفید باشد.

شاید امروز من وقت بگذارم و یک کتابی یا مطلبی را بخوانم ولی حتی یک جمله از آن به‌ دردم نخورد و احساس کنم که زمانم را از دست داده‌ام. این درحالی‌ است که اگر آن وقت را نمی‌گذاشتم به چنین نتیجه‌ای نمی‌رسیدم و دیگر اینکه کم‌کم با کسب تجربه می‌توانم در همان وهله‌ی اول با خطای کمتری مفید و غیرمفید بودن منابعی که از آنها استفاده می‌کنم را تشخیص دهم.