هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش.

این توصیه‌ی بابابرقی به همه بود که در مصرف برق صرفه‌جویی کنیم.

اینکه علاوه بر لذت بردن از تماشای شعری که او به همراه بچه‌ها می‌خواند و تقریباً آن زمان همه آن را حفظ بودند، چه کسانی به توصیه‌های او گوش می‌کردند را نمی‌دانم.

اما خوب یادم می‌آید که از بچگی، مادرم به ما یاد داد که هر وقت از اتاقی خارج می‌شویم و کسی دیگر در آن اتاق نیست، چراغ اتاق را خاموش کنیم.

چند روز پیش در یکی از میادین شهر تابلو نوشته‌ای نظرم را جلب کرد:

هرگز نشه فراموش، کولر اضافی خاموش.

واقعاً از دیدن چنین توصیه‌ای تعجب کردم.

به‌نظرم آمد که انگار در یک سیر صعودی و پیشرفت‌گونه‌ای، کسانی که روزگاری لامپ‌های اضافی خود را خاموش نمی‌کردند،‌در حال حاضر کولرهای اضافی روشن می‌کنند و یادشان می‌رود که آنها را خاموش کنند.

اگر واقعاً چنین کسانی وجود داشته باشند و روزگاری به توصیه‌ی «لامپ اضافی خاموش» گوش نسپردند، احتمالاً نمی‌توان با به نمایش گذاشتن چنین توصیه‌هایی از آنها انتظار داشت کولر اضافی خودشان را خاموش کنند.

اینکه کلاً چنین توصیه‌هایی، آن هم به این شکل چقدر اثربخش هست نیز جای بحث خودش را دارد.

یادم می‌آید یکی از استادانم که در دانشگاهی در لندن درس خوانده بود، برایمان تعریف می‌کرد، وقتی هوا آنجا خیلی سرد می‌شد برای گرم کردن خودش دو گزینه داشت. یکی اینکه بخاری روشن کند و دیگری اینکه لباس‌های گرم بیشتری بپوشد تا به این شکل خودش را گرم نگه دارد. ایشان می‌گفت که در اکثر مواقع گزینه‌ی دوم را انتخاب می‌کردند. چون هزینه‌ی مصرف گاز خیلی بالا بود.

حالا در کشور ما برعکس این را می‌بینی. آنقدر به آب و برق و گاز سوبسیدهای مختلف داده‌اند و قیمت آن را پایین نگه داشته اند که اصلاً مصرف‌کننده حین مصرف بررسی نمی‌کند که آیا گزینه‌های دیگری برای انتخاب کردن دارد یا خیر. به‌نظرم حق هم دارد. او تا به حال تنها یک گزینه پیش روی خودش دیده آن هم روشن کردن و مصرف کردن بوده است.

به‌نظرم یکی از دلایل اینکه می‌بینم از شدت گرمای بخاری یا سرمای کولر،‌ چه در خانه یا چه در اداره،‌ طرف به‌جای اینکه وسیله‌ی گرمازا یا سرمازا را خاموش کند، پنجره را باز می‌کند (!)، همین قیمت پایین باشد.

خب حالا برای چنین مصرف‌کننده‌ای هرچقدر هم توصیه کنیم که «صرفه‌جویی کن» فایده‌ای ندارد، چون اگر چنین توصیه‌ها و ارشادهایی فایده داشت و اثربخش بود، دیگر نباید شاهد تکرار چندباره‌ و هرساله‌ی آنها بودیم.