سرگذشت شگفت‌انگیز حیات روی زمین کتابی است که به معنای واقعی آن را با حرص و ولع هر چه تمام خواندم. کتابی که هر صفحه‌ای از آن را می‌خواندم و جلو می‌رفتم بر حیرتم از جانوران، از گیاهان، از محیط اطرافم، از طبیعت و به طور کلی از هستی بیشتر و بیشتر افزوده می‌شد.

داوکینز در این کتاب دلایل وجود نظریه‌ی تکامل را بیان می‌کند. او به صراحت بیان می‌کند خیلی از شگفتی‌هایی که در میلیون‌ها گونه‌ی مختلف جانداران در روی زمین وجود دارد و همچنین تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها، حتی نقصانی که در آنها وجود دارد، از منظر نظریه‌ی تکامل به خوبی قابل تفسیر و توضیح است.

قبل از خواندن این کتاب تنها این را می‌دانستم که ما انسان‌ها نیای مشترکی با گونه‌هایی از میمون‌ها و شامپانزه‌ها داریم ولی حالا با خواندن این کتاب متوجه شدم که اگر هستی روی زمین را از نقطه‌ی صفر آن در نظر بگیریم، ما با همه‌ی موجودات دارای نیای مشترکی هستیم. در مواردی نیاکان دور و در مواردی نیاکان نزدیک.

واقعاً برای من شگفت‌انگیز بود که چگونه این سیر تکاملی از دریا شروع شد و سپس به خشکی رسید و دوباره برخی از موجودات، خشکی را به قصد دریا ترک کردند و زندگی در آب را ترجیح دادند.

حالا حتی وقتی یک کِرم را هم روی زمین می‌بینم و یا پشه‌ای که هم‌اکنون در حال چرخیدن در اطراف من است، یا آن عنکبوت که چند روزی مشغول خانه‌سازی در حیاط خانه است یا آن بلبل خرمایی که مدتی است صدای زیبایش را صبح‌ها از حیاط همسایه‌مان می‌شنوم یا همین پیچک نحیف ولی سرسبز روی میزم، همگی در نقطه‌ای از این فرآیند عظیم جهان هستی، به هم متصل هستیم و میلیون‌ها سال پیش، انتخاب طبیعی یا natural seletion موجب افتراق و جدایی ما از سایر گونه‌ها شد.

نکته‌ی جالب دیگری که در این کتاب آموختم این بود که هر یک از موجودات روی کره‌ی زمین، طی میلیون‌ها سال، در بخشی از بدن خود، فرگشت بیشتری را نسبت به سایرین تجربه کردند. مثلاً پای اسب نسبت به پای انسان تکامل بیشتری را تجربه کرد. یا اینکه مغز انسان نسبت به مغز سایر موجودات تکامل بیشتری را به خود دیده است. البته هر تکاملی نیز هزینه‌ها و منافع خاص خودش را دارد و به تعبیر ریچارد داوکینز اقتصاد تکاملی همیشه آنها را رعایت کرده است.

این قسمت از حرف‌های داوکینز را هم خیلی دوست داشتم: