?I'm nobody! Who are you

?Are you nobody, too

  Then there's a pair of us--don't tell

!They'd banish us, you know

!How dreary to be somebody

  How public, like a frog

  To tell your name the livelong day!To an admiring bog

من هیچکسم! تو کیستی؟ 

آیا تو نیز «هیچکسی»؟ 

پس اینگونه ما دوتاییم! فاش مکن! 

زیرا تبعیدمان می‌کنند! 

چقدر ملالت آور است «کسی» بودن! 

چقدر مبتذل! بمانند قورباغه‌ای 

تمام روز یک بند اسم خود را برای لجن زاری ستایشگر تکرار کردن!


* گزیده نامه‌ها و اشعار امیلی دیکنسون، سعید سعیدپور